سلام بعد یک سال اومدم.اما اومدم.

دوست دارم برای شما بنویسم.تک تک شما.

چه طور؟!!!

خب حق دارین!

شما پیشنهاد بدین چی بنویسم البته داستان .اونم غیر سیاسی.

همتون رو دوست دارم.

نوشته شده توسط یکی هست در چهارشنبه چهاردهم دی 1390 ساعت 14:49 | یکی دوسم داره

جمعه که می شود

مارا به یک قلم یا شایدم نگاه

حر می کند زبند هرچه هست ،مخصوص از گناه

چه خوب وخوش عهد می کنیم ،ماصبح جمعه ها

تا جمعه می رود برسوی شنبه ها

با خواب شب باز به خواب می رویم

صبح شنبه باز سوی کباب می رویم

آن هم کباب دل شکسته ای

که دیروز که جمعه بود

مارا رها نمود زبند گناه خویش

گویی که شنبه ها

تیری نهاده ایم در چله کمان

آن هم کمان حرمله.

عالم،تمام یک نشانه است

سرخیَ قلب شکسته ی صاحب زمان ما

تیری روانه می کنیم

بر سوی نشان خدای خود

بادقت وجود

بازم نگاه می کنیم

برصورت حوری نمایان روزگار

ابلیسکان ما را ربوده اند

دامن بلند کرده ایم

دستی به دنبال سنگ،

دستی نشانه می رود

آن صورت قشنگ

آن صورت سجده کرده را

چشم وآه واشک شبانه را

درست می زنیم بر صورت قشنگ

آری درست گمان برده ایم

او مهدی است ؛که نشان تمام عالم است

هردم نشانه می رویم

مهدی نشناخته را

خوب دیده ایم

اما نفهمیده ایم

او منجی جمعه هاست

وحر می کند مرا

او هم رخون حسین

شاید ما،زپشت حرمله

باز جمعه می رسد

مارا ببخش

ماراببخش ودیگر

فرصتی مده

تا شنبه نامده

ماراببر

ماراببر که حر،همیشه باقی وساقی شویم از بر بخششت

یا صاحب الزمان(عج)

 «شهید»

نوشته شده توسط یکی هست در جمعه پانزدهم بهمن 1389 ساعت 13:29 | یکی دوسم داره

 

 

ادامه مطلب

نوشته شده توسط یکی هست در دوشنبه بیست و نهم آذر 1389 ساعت 18:39 | یکی دوسم داره

ناموس خدا باش تا بهترین وزیباترین آرایش ها رو انجام دهی فقط برای یکی که تمام عالم دستشه.

نکنه ناموس شیطان شوی که خرجت پای خودته وهرروز زیر دست وپای یکی هستی وراحت له می کنند غرورو غیرت و شرافت وحیات رو زیر پا می ذارن.

حواست باشه ببین کی خواستگار واقعیته خدا یا شیطان...!

نوشته شده توسط یکی هست در سه شنبه شانزدهم آذر 1389 ساعت 13:59 | 2 نفر عاشق من

شاید این گونه باشد... .

برای آن که دل فقط خانه دوست شود باید هر آنچه غیر اوست را از دل بیرون کرد. این جمله یا شبیه این جمله را خیلی از بزرگان گفته اند.

کمی عمیق می شوم و در این کلمات می کاوم.

شاید دوست داشتن دوست جای دوست را در دلم گرفته است و

شاید غم دوری دوست جای دوست را در دلم گرفته است.

این ها بالاتر از آن چیزهایی است که فکر می کنم جای دوست را در دلم گرفته است.

ای دوست بیا که دل به رویت گشوده ام        

                   هر چیز به غیر تو، از دل زدوده ام

طاقت نمی شود، جانم به در شده                

                 حتماِ که من دردل، غیر تو برگزیده ام

شعر از بنده حقیر

نوشته شده توسط یکی هست در جمعه پنجم آذر 1389 ساعت 22:54 | 4 نفر عاشق من